تبليغاتX
بیهوده سخن
تشریح و تفسیر اجمالی وقایع جاری سیاسی و اجتمایی ایران از نگاهی متفاوت
مرسی از دوستانی که به حقیر نظر لطف دارن و اینجا رو نگاه می کنن و خدا عاقبتشون رو به خیر کنه انشاء ا....

ضمن تذکر این موضوع که نقطه چهارم انتهای خط بالا نقطه سر خط است ُ عرض شود محضرتون که یه روزی خداوند از روح خودش در بشر دمید و او آدم شد به این خاطر که ظرفیت انسان شدن در او بود به همه فرشتگان فرمود که به این موجود جدید سجده کنید. و همه اطاعت کردند الا شیطان ....

در انتهای خط فوق نقطه چهارم از دستم در رفته و به منزله نقطه سر خط نمی باشد و الغرض اینکه آنچه اسباب عصیان شد برای شیطان همانی است که اکثرا حسد به آن گفته اند. و ظریفا به واژه حسد از غیرت شیطان سخن گفته اند که به نظر نگارنده این اخیر درست تر است.

می گویند شیطان چند هزار سال خدا را عبادت کرده بوده است!! این عبادت یک جریانی است که میان عبد و معبود اتفاق می افتد. و این عبد یعنی برده که اهل فرنگ به او میگویند اسلیو. و این یعنی کسی که از خود اختیاری ندارد و همه اختیار در دست آن معبود است که مراد ما در اینجا ...   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط یوسف سیفی  | 

نه با شما عزیزانی که محبت می کنید و این صفحه نا چیز رو می خونین نیستم صحبت سر یک موضوع کلیه اجتماعیه و این در همه هست و چیز بسیار بدی است.

عارضم خدمت رفقای عظیم الشان که یک شبی بود از همین شبهایی که پای تلویزیون (رسانه آقا ضرغامی) صرف می کنم که یک آقایی از توی این تلویزیون حرف خوبی زد و معلوم بود که آدم با شعوریه حالا از کجا راهش به اونجا افتاده بود ا... ه یعلم. به هر حال حرفش این بود که...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط یوسف سیفی  | 

رفقای عزیز

خوشحالم که قسمت شد در آخرین لحظات روز خبرنگار وبلاگم رو آپ کنم و لذا آنچه می نویسم به همین مناسبت می باشد.

ببینید یک پزشک رسالتش درمان بیماران بر اساس تشخیص خودش است و یک مهندس ساختمان رسالتش این است که برای انسانها یکی از نیازهای اولیه حیات را که همان مسکن است را بر اساس آنچه سلیقه و علمش به او القا می کند بسازد. و یک خبر نگار رسالتش این است که اطلاعات درست را بر مبنای آنچه می اندیشد به آدمها بگوید تا ایشان بتوانند در یک فضای شفاف و قابل درک زندگی کنند و تصمیم بگیرند. و بدیهی خواهد بود که همه اینان زمانی می توانند آنچه رسالتشان در این دنیا هست را به درستی انجام دهند که اولا در آنچه می کنند امانت دار باشند. یعنی اگر ما یک مهندس را فرض کنیم که نه بر مبنای علم عمران که بر مبنای منافع شخصیش ساختمان می سازد طبیعتا او را شایسته وظیفه ای که بر عهده دارد نخواهیم دانست. خبرنگار هم همین طور است حتی اگر اشتباه کند مهم این است که همان چیزی را برای ما نقل کند که فکر می کند درست است. و البته که ثانیا آن اولا این خواهد بود که در انتقال آنچه فکر می کند درست است آزاد باشد.

امروز که گذشت آنهایی که یادشان بود اس ام اس تبریک فرستادند که یکی از اون قشنگاشو که دوست عزیزم مهدی امیری فرستاده براتون می نویسم:

دم هرچه رفیقه گرم

کمر هرچه نا رفیقه خم

رویه هرچه بی مرامه کم

برای دشمنات آرزوی زلزله بم

زیر چشم دشمنات نم

ایشالا نبینی غم

چون حوصله ندارم و در اعتراض به اینکه کولر خونمون سر و صدای زیادی داره و اعصابمو خراب کرده و باید کلی پول بدم که یکی بیاد درستش کنه این پست ادامه مطلب ندارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 1:1 قبل از ظهر  توسط یوسف سیفی  | 

خب اگر اجازه بدهيد چند نكته قبل از پرداختن به موضوع مطروحه عرض كنم و آن اينكه
اولا از آنجايي كه اينجانب پيرو ادامه تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد و پاره اي مسائل ديگر هم اكنون مشغول نقل از مكاني به مكان ديگر مي باشم لذا دير به روز شدم و به همين خاطر از محضر خداي متعال براي تمامي حضراتي كه در اينجا مجبور به مطالعه مطلب تكراري شده اند صميمانه آرزوي علو درجات مي نمايم.
ثانيا از خودم نيز به خاطر سعه صدر و تحمل و همچنين انتقال تمامي نظرات مخصوصا نظرات بسيار مخالف در اين وبلاگ كه از سوي برخي دوستان با ادب (به لينك نظرات مطلب پيشين مراجعه شود) ابراز شده است كمال تشكر و قدر داني را دارم.
و ثالثا از كليه مراجعين محترم تغاضا مي شود ضمن برداشت مثبت از سه نقطه موجود در تيتر ، در صورت بسته بودن در، به اتاق بقلي مراجعه فرمايند.
و اما اصل موضوع اينكه ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 8:59 قبل از ظهر  توسط یوسف سیفی  | 

همین چند روز پیش بود که شبش در جلسه ای با حضور رفقای مشترک در خط سیاسی، حقیر به ارائه تفسیر و تحلیل خود از بخش فارسی خبرگزاری بی بی سی پرداختم و باتوجه به اینکه ایشان خیلی خیلی از این کار من خوششان آمد و بعد از جلسه جملگی یک دل و یک صدا از تداوم یک چنین مباحثی حمایت کردند، لذا الآن که بر روی تخت خواب دراز کشیده بودم و زیر پوشم را درآورده و لوله کرده و برای فرار از تعرضات خورشید تابستانی به روی چشمانم گذاشته بودم به خاطرم خطور کرد که کمی هم برای شما "هرچند هم که بیهوده باشد" از این مصیبت عظمی استعمار پیر بگویم. لذا با طلب حلالیت از محضر مبارک جناب آقای گردون برون نخست وزیر محترم و انقلابی جزیره کوچک بریتانیا و همچنین با عرض پوزش از ملت شریف و غیرتمند این جزیره، و علل خصوص خانواده محترم و معزز سلطنتی آنجا، فدوی به عرض می رساند که:

 بنده خودم تقریبا هر روز به این سایت بی بی سی با بک اسلش پرشین سر می زنم و اتفاقا از مطالب آن نیز تا حدی استفاده می کنم و حتی ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط یوسف سیفی  | 

فکر کردم برای شروع بهتر است کمی راجع به انتخابات به صورت کاملا بیهوده مطلبی بنویسم اما چون حوصله نداشتم و قلقلکم هم می آید تا وبلاگ به روز کنم و ... بخشی از مطلبی را که برای یکی از نشریات نوشتم در این پست می گذارم.

آنچه در زیر می خوانید می خواهد به شما بگوید که این آقا محسن رضایی "دامت افاضاته" هم آدم خوبی ست و هم علارغم جنبش گاگولیت (روشنفکری) ایران بلد است که شرایط را تحلیل کند و بر مبنای آن تصمیم بگیرد. 

محسن رضایی به نتیجه انتخابات معترض است و هنوز به نامزد منتخب تبریک نگفته است. اما اعتراض وی یک اعتراض در چهارچوب زمین بازی است و خیلی به موقع خط حرکت خود را از دیگرانی که قواعد از پیش تعیین شده این رقابت را نادیده گرفته اند جدا کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط یوسف سیفی  | 

سلام علیکم و رحمت ا...

اصلا حوصله صحبت راجع به اینکه اینهمه نبودم و چه می کردم ندارم که اگر قسمت با ش و رفقا دعا کنند باز هم می خواهم بیهوده از این وانفسا سخن گویم. انشا ا...

آقا جان خدا وکیلی پر رو تر از این صدا و سیمای محترم تا به حال ندیده ام البته شاید هم دیده ام اما این هم جزء نوبر های روزگار ماست.

امروز سالمرگ مرحوم علی حاتمی بود و این مجموعه پر رو به این مناسبت برنامه ای را تدارک دیده بود که الان نزدیک به نیم ساعت از پخش وقیحانه آن می گذرد. اینکه چرا وقیحانه را در پست قبلی می توان فهمید و باز هم خدا وکیلی شما بگویید آیا کسی در این مملکت هست که به طور دقیق بداند که دارد چه کار می کند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 1:2 قبل از ظهر  توسط یوسف سیفی  | 

نقل این یادداشت هم نقل همان جمع رفقای اهل نظر و خطر سابق است. چراکه اینبار نیز ایشان اسباب نگارش این بیهوده سخن کوتاه را فراهم کردند.

همینطور اتفاقی امروز در جمع این رفقا قرار گرفتم و مشغول سخن پراکنی از این سو و آن سوی جهان بودیم که یکی از ایشان که قویا بزرگ جمع ما نیز به حساب می آید به فیلم دلشدگان ساخته مرحوم علی حاتمی که جمعه شب با وضع منزجر کننده ای از شبکه سوم سیما پخش شد اشارتی نمود. اشارتی همچون اشارت آن پیر اندر خرابات. به این مضمون که وا اسفا از این مملکت بی فرهنگ و وامصیبتا از این صدا و سیمای بی آبرو و بدبخت به آن فرهنگی که ما دم به ساعت از آن دم می زنیم. جریان از این قرار است که این صدا و سیمای جمهوری اسلامی محترم در راستای نمایش فیلم های با اصالت ایرانی و برای دلخوشی تک و توکی هموطنان عشق فیلم (تک و توک از آن جهت که عموم ملت شریف ایران بیش از هر چیز در رادیو و تلویزیون خواستار پخش مکرر خطبه های نماز جمعه تهران و همپنین اخبار مربوط به فلسطین می باشند) و پس از تبلیغات بی وقفه فیلم دلشدگان را که به حق یکی از شاهکار های فیلمسازی در ایران به حساب می آید پس از سال ها خاک خوردن در انبار منزل حضرت جناب اعلی مقام و مرتبه آقای ضرغامی (با عرض پوزش معرفی ایشان به روش خود برادران صدا و سیما انجام شده است) در شبکه سه نمایش داد. نمایشی که قطعا تنها به درد عمه همین آقای فوق الذکر می خورد چراکه تمام صحنه های جذاب و دیدنی فیلم که با روند آن ارتباط مستقیم داشت بدون دلیل و به طرز وحشیانه ای حذف شده بود و که اگر سابقا چند باری دلشدگان را ندیده بودید این اثر ارزشمند را با زندگی نامه خود جناب مزبور اشتباه می گرفتید. فقان پیر جمع ما نیز از این رو بود که اینان چگونه به خود اجازه می دهند که با فرهنگ این مملکت به این ترتیب بازی کنند و آثار ارزشمند به جا مانده از بزرگان فرهنگ و هنر را چنین مثله شده و چونان که شایسته خودشان است به فرزندان امروز ایران عرضه نمایند. لذا چقدر جای تاسف دارد هنگامی که بر بالای دماوند بایستی و به دشت بی فرهنگی جامعه ایران بنگری.

(به نشانه اعتراض به توسیع سوراخ لایه اوزون این پست فاقد "ادامه مطلب" می باشد)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 5:48 بعد از ظهر  توسط یوسف سیفی  | 

ده سال پیش بود که یک آقایی که یک روز ی وزیر بود و آخوند هم بود همچنین سید بود و در کتابخانه ملی هم مشغول بود و خیلی چیز های دیگر هم می بود آمد که رئیس جمهور باشد. حقیقت ماجرا این است که هرچه فکر کردم و این در و آن در زدم که شاید بتوانم یک مطلبی به قائده مطالب پیشین برای آن سید و آن روز به یاد ماندنی بنویسم نهایتا به این نتیجه رسیدم که این حکایت به اندازه ای تراژیک و غمناک است که به هیچ عنوان با خزئبلات رایج در این وبلاگ جور در نمی آید. لذا بهتر دیدم که به غزلی از مرحوم شاعر لب دوخته فرخی یزدی اکتفا کنم و صد افسوس را آغاز گر این جمله سازم که ای کاش آن سید مزبور قبل از هر چیز این غزل فرخی را می خواند و یا اینکه ای کاش حقیر در آن دوران به شغل شریف وبلاگ نویسی مشغول بودم که شاید آن سید خوش سیما حد اقل به جای خواندن فرخی وبلاگ بیهوده سخن مرا می دید و تورق می نمود.(این آخری مصداق بارز از آب گل آلود ماهی گرفتن است)

ضمن آینکه سالگرد فتح خرمشهر  هم مبارک باشد، چه خوش گفت فرخی یزدی که...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 1:45 قبل از ظهر  توسط یوسف سیفی  | 

اولا اینکه از رفقای نظر ده نظ پرور بسیار سپاسگذارم. ثانیا خطاب به بیتای عزیز اینکه عرایض حقیر صرفا در تقبیح ماجرا بود نه در تشریح آن و چقدر هم دلم می خواهد درباره زنان هم کمی بنویسم که می نویسم و خدا کند که بخوانی.

بهار بهار بهاره، روابط ایران و آمریکا دوباره. اوایل بهار سال گذشته بود که مقامات محترم و معمم! دو کشور آمریکا و ایران تصمیم گرفتند هر آنچه که از اختلاف و تعارض منافع که با یکدیگر دارند به کناری گذارند و از روی انسان دوستی و مسلمانی! هم که شده بنشینند پشت یک میز دراز و تنها برای بهتر شدن وضعیت فلک زدگان عراقی گفتگویی صمیمانه بکنند. حالا اگر این گفتگو در آن مسائل نه چندان مهم فی مابین هم موثر افتاد آن دیگر بحثی جداست. عراقی ها داشتند میز دراز را فراهم می کردند که یک دختر خانم سیاه پوست احیانا باکره ناگهان در مجلس نمایندگان ایالات متحده حاضر شد و موضوع را که قرار بود سکرت(آن سوی پرده) باقی بماند فاش کرد. دولتمردان ایرانی نیز از آنجایی که اساسا با نمایان شدن هر چیزی که قبلا پشت پرده بوده است مخالفند ، علارغم قلیان احساسات انسان دوستانه شان با حضور در پای آن میز دراز مخالفت کردند و موضوع را منتفی دانستند. اوضاع به همین منوال بود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط یوسف سیفی  |